چه امیدها که بر تار مویی بسته بودم
چه سوداها که در سر نمیپروراندم
چه حسرتها که به چشم میدیدم
و چه آرزوها که در ذهن نمی خواندم
افسوس که بر باد شد و رفت
افسوس که با نگاهی بر باد رفت
افسوس که با کلامی رشته رویا ها پاره شد
افسوس که دست ستمگر باد ریشههایم را از خاک بر آورد
افسوس که جور زمانه گرد بر چهرهام نگاشت
افسوس ...
چه نواها که با امید خواندم
چه سوزها که با باد گفتم
چه اشکها که با ابر قسمت کردم
افسوس ...
افسوس که سرابی بیش نبود
دریای بی منتهای وصال
افسوس که نوایم در گلویم خاموش شد
افسوس که باد سوز دل مرا ننشنید
افسوس که ابر بغضش را نشکست
چه عبث پیمودم
چه خیالی .... چه خیالی ،
دل من در رویاست
زندگی در جنگ است !!
من از جفای روزگار نهراسیدم
مرا از جور زمانه باکی نیست
دروود بر سختیها
دروود بر زندگی
دروود بر باد
دروود بر ابر
دروود بر امید
دروود بر بلندای جفای روزگار

نوشته شده توسط من و دلم در جمعه 1386/08/25 ساعت 2:46 موضوع عاشقانه ها | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

من در این وبلاگ حرف های دلمو میزنم...
(¯`v´¯) عشق (¯`v´¯)
عشق فلسفه ی روح غنی
عشق عادت قلبای سخی
عشق آیینه آب روان
عشق آتشکده قلب جوان
عشق پرواز دو پرنده
عشق همراز سوزنده
عشق همنفس دل
عشق سازد و همدل
عشق ساقی هستی
عشق یاغی مستی
عشق بازار حراج
عشق حرکت امواج
عشق حضور همراه
عشق همسفر راه
عشق رمیدن دلها
عشق شکفتن گلها
عشق شکستن ضابطه ها
عشق پیوند عاطفه ها
عشق یک روح در دو تن
عشق ما هستیم نه من
عشق لذت بخشش
عشق بانوی سرکش
عشق ما من عاشق
عشق راز خلایق
عشق عروج عاشق
عشق مهد شقایق
عشق حجت دلست
عشق همراه منست
عشق آشیان پرنده ست
عشق سایبان منست
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
POWERED BY