تبليغاتX
من ، تو و یه عالمه حرف
ستاره ها وقتی میشکنن میشن شهاب اما دل که میشکنه میشه سوال بی جواب!

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم

در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!

HossEin

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت 0:21  توسط من و دلم | 
 
دلم از زمین گرفت

دلم از خزان گرفت

دلم از نبودنت گرفت

دل من دل نبود

واژه ی خواستنی بود محال

جام عشقی بود تهی!

لابه لای این همه خواب

رویای عشق تو هم رفت به خواب

و خودت نیامدی ای عشق

و مرا سوزاندی

مرا بردی به خواب خوابی از جنس ناب

خواب...!

چه کسی مرا بیدار خواهد کرد؟!

با کدامین سنگ؟!

با کدامین داد!

با کدامین فریاد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/20ساعت 14:22  توسط مهسا | 

لحظه های زندگی را می گذرانیم تا به خوشبختی برسیم

غافل از این که خوشبختی همان لحظه هایی است که

 میگذرانیم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/20ساعت 14:9  توسط مهسا | 
دلم گرفت ای همنفس پرم شکست تو این قفس

تو این غبار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس

از این نامهربو نی ها دارم از غصه میمیرم                                 

رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو میگیرم

تو این شب گریه میتونی پناه هق هقم باشی

تو ای همزاد هم خونه چی میشه عاشقم باشی

دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما

دو همنفس دو هم زبون دو همسفر دو هم صدا

تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش

تو این شب مرگی پاییز بهاره باور من باش

بذار با مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه

می خوام آیینه خونه با چشمات همنشین باشه

دلم گرفت ای همنفس پرم شکست تو این قفس

تو این غبار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/07ساعت 15:0  توسط مهسا | 
من نمی نویسم . پس هستم !

* ولی فکر بد نکن !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت 19:40  توسط من و دلم | 

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟... محال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/30ساعت 11:55  توسط مهسا | 

باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

با این که بی تاب منی بازم منو خط میزنی

باید تو رو پیدا کنم  تو با خودت هم دشمنی

کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه

اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور

وقتی به من فکر می کنی حس میکنم از راه دور

آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره

عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره

باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی

رازی با من بودنت حتی از این کمتر نشی

پیدات کنم حتی اگه پروازمو پر پر کنی

محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی

باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/13ساعت 9:50  توسط مهسا | 
میدونی به آدمی که از همه جا رونده و سر خورده شده چی میگن ؟!!
---------------------------
آن رخ شاداب و زیبا یادم آید
 
آن همه ناز و تمنا، یادم آید
 
گونه ات چون برگ گل بود و دلم را
 
برده بود آسان به یغما، یادم آید
 
با غرور و ناز، هر جا می گذشتی
 
می شدم محو تماشا، یادم آید
 
دل چنان در دام زلفت بود حیران
 
مثل صیدی مانده تنها، یادم آید
 
قصه ی زیبائیت ورد زبانها
 
بود، در اینجا و آنجا، یادم آید
 
حالیا بنشسته بر سر برف پیری
 
باز هم آن عشق و رؤیا یادم آید
 
حیف، گم شد دیگر آن شور و جوانی
 
زان گذشته، داستان ها یادم آید

 12

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/30ساعت 15:46  توسط من و دلم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من در این وبلاگ حرف های دلمو میزنم...
(¯`v´¯) عشق (¯`v´¯)
عشق فلسفه ی روح غنی
عشق عادت قلبای سخی
عشق آیینه آب روان
عشق آتشکده قلب جوان
عشق پرواز دو پرنده
عشق همراز سوزنده
عشق همنفس دل
عشق سازد و همدل
عشق ساقی هستی
عشق یاغی مستی
عشق بازار حراج
عشق حرکت امواج
عشق حضور همراه
عشق همسفر راه
عشق رمیدن دلها
عشق شکفتن گلها
عشق شکستن ضابطه ها
عشق پیوند عاطفه ها
عشق یک روح در دو تن
عشق ما هستیم نه من
عشق لذت بخشش
عشق بانوی سرکش
عشق ما من عاشق
عشق راز خلایق
عشق عروج عاشق
عشق مهد شقایق
عشق حجت دلست
عشق همراه منست
عشق آشیان پرنده ست
عشق سایبان منست

پیوندهای روزانه
فریاد...
عشق یعنی....
داستان لاک پشت
پس از باران ...
ای ساربان آهسته ران ..

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
آرشیو موضوعی
عاشقانه ها
تصاویر
نکات آموزنده
مطالب جالب
نویسندگان
مهسا
من و دلم
پیوندها
دلشكسته تنها
پسرونه عشقولانه دخترونه
دردو دل قاصدك جوان
مجيد
تنهاترین من، تنها نذار منو
گذرگاه خيال
و خداوند عشق را آفرید
مینای تنها
دلم میخواد...
اشکی از جنس خدا
شب بارانی
๑۩۞۩๑غریبه آشنا๑۩۞۩๑
جوک و اس ام اس(ستاره خانم)
سوگند عشق
فارنهایت
آسمون عاشقي
مشكي رنگ عشقه
دوست داشتم(سوگند جون)
سياوش
دفتر عشق
زندگي زيباست اگر...
عشق مشرقي
چشمان آبي
بزرگترين وبلاگ ايراني
عاشقت خواهم ماند
دل نوشته ها
من و سحر
asemane por setareh
ماردین
غریب آشنا دوستت دارم تورا
تارا جون
كلبه محبت
ماردین هادی سرشت
bahane
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM